وب جامع گـــــــــــــــــــــــــــو گل

The Walking Dead The Walking Dead The Walking Dead The Walking Dead

آخرین مطالب ارسالی

10 فایده شگفت انگیز عرق کردن

طبقه بندی: علمی، پزشکی، دانستنی ها، 
وقتی صحبت از عرق کردن می شود، فقط به جنبه منفی آن یعنی بوی نامطبوع آن فکر می کنیم، در حالی که عرق کردن به عنوان یکی از فرایندهای طبیعی بدن و یکی از نعمت های خدادادی، دارای فواید بیشماری برای حفظ سلامتی است.

عرق کردن در هوای گرم و هنگام انجام فعالیت بدنی باعث خنک شدن بدن و کاهش دمای آن می شود. ولی فایده این نعمت خدادادی به همین یک مورد ختم نمی شود.

 

در این مطلب 10 فایده شگفت انگیز تعریق را برایتان می گوییم.

 

1- کمک به بهبودی زخم ها

تحقیقات زیادی روی غدد اکرین (eccrine) انجام شده است. این غدد یک نوع از غدد عرق موجود در بدن هستند که به تعداد زیاد روی سطح پوست سراسر بدن وجود دارند.

 

محققان دانشگاه میشیگان دریافتند که این غدد، محل ذخیره سلول های بنیادی بالغ هستند که در فرآیند بهبودی و بسته شدن زخم ها نقش دارند.

با شناخت این فرآیند مهم در بهبودی زخم ها می توان درمان های دارویی جدید را امتحان کرد.

 

2- دفع سموم از بدن

وقتی عرق می کنیم، چه اتفاقی می افتد؟

هنگام تعریق، سموم موجود در بدن همراه با عرق و از طریق منافذ پوست خارج می شوند.

 

محققان معتقدند هنگام تعریق، نمک، کلسترول و الکل اضافی از بدن خارج می شوند، یعنی وقتی عرق می کنیم، از ورم بدن جلوگیری می شود، رگ های خونی گرفته باز می گردند و حالت خماری از بین می رود.

 

3- مثل یک آنتی بیوتیک

عرق کردن، آنتی بیوتیک های زیادی را به میزان زیاد روی سطح پوست پخش می کند. با این اوصاف کسی به پمادهای آنتی بیوتیکی نیاز نخواهد داشت.

 

اگر پوست ما در اثر یک بریدگی یا خراش کوچک و یا نیش پشه زخمی شود، مواد آنتی بیوتیکی ای که توسط غدد عرق روی پوست ترشح می شوند، مثل dercidin ، به سرعت و به طور موثری میکروب ها وعوامل مهاجم را از بین می برند.

غدد عرق به میزان قابل توجهی، بدن را از شر سموم و مواد آلوده کننده خطرناک خلاص می کنند

4- دشمن سنگ کلیه

درد سنگ کلیه بدتر از درد زایمان است.

کسانی که چربی و نمک زیادی را در برنامه غذایی خود مصرف می کنند و به طور منظم مثانه خود را خالی نمی کنند (نگه داشتن ادرار)، باید مراقب سنگ کلیه باشند.

 

تحقیقات نشان می دهد کسانی که به طور منظم ورزش می کنند و آب زیادی می نوشند، بهتر داخل بدن خود را با آب می شویند، لذا جلوی تشکیل سنگ کلیه را می گیرند.

 

عرق کردن در طی ورزش باعث می شود بدن نیاز بیشتری به آب پیدا کند و نوشیدن آب زیاد، کلیه ها را تمیز می کند.

 

5- ورزش منظم، غدد عرق عجیبی تولید می کند

برای یک مبارزه بزرگ بر علیه بیماری ها و چاقی، باید خودمان را به عرصه جدیدی از تمرینات ورزشی هل دهیم، مثل مسابقات ورزشی دوی ماراتون که به جلسات تمرین منظم و شدید نیاز دارد.

 

از آنجا که بدن ما انتظار این تمرینات ورزشی را ندارد، سعی می کند زودتر خودش را خنک کند. لذا اندازه غدد عرق برای تامین نیاز بدن به خنک شدن سریع، افزایش می یابد.

 

6- پاک کردن مواد آلاینده

وقتی که مواد آلوده کننده ای مثل بیسفنول A (BPA) و دی اتیل هگزیل فتالات (DEHA) توسط صنایع جدید وارد محیط زندگی ما می شوند، نمی توانیم میزان تاثیر آنها را روی سلامتی مان مشخص کنیم.

 

همه می دانند که وجود این مواد شیمیایی برای سلامتی بدنمان مضر است.

غدد عرق به میزان قابل توجهی، بدن را از شر این مواد مضر و سایر آلوده کننده های خطرناک خلاص می کنند.

 

حتی وقتی این مواد در خون یا ادرار مشخص نمی شوند، عرق ما به طور موثری بیسفنول A را از بدن دفع می کند.

 

7- یک آبمیوه خوشایند برای مغز

شما هم بعد از ورزش لبخند می زنید؟

ورزش کردن حال شما را بهتر می کند. اما قبل از اینکه فکر کنید برداشتن دمبل های کوچک یا یک پیاده روی ساده شما را خوشحال می کند، بایستی بدانید که عرق کردن بعد از ورزش بدنسازی سنگین تر و یا یک ورزش هوازی می تواند شما را واقعا سر حال بیاورد.

 

میزان اندورفین بدن شما مخصوص خود شماست. اندورفین ها را مسکن های طبیعی بدن نیزمی نامند.

 

با آزمودن ورزش های مختلف می توانید بفهمید که چه نوع فعالیت بدنی، مواد آرامبخش مغز شما را تحریک می کند و باعث می شود با اشتیاق کاری را انجام دهید، بعد از آنکه عرق کردن آن مواد را خارج کرد.

 

8- دور کردن درد

اندورفین های ناشی از ورزش نه تنها باعث تحریک مواد سرحال کننده مغز شما می شوند، بلکه تسکین دهنده های طبیعی درد نیز هستند.

 

آیا کسی می داند که دویدن به دور یک ساختمان می تواند میزان درد او را کم کند؟

ورزش، مسیرهای عصبی شیمیایی را در مغز تحریک می کند و باعث تولید اندورفین می شود که همانند یک داروی مسکن عمل می کند.

 

زمانی که بدن شما به این مسکن های طبیعی عادت کند و وضعیت کلی بدن شما بهبود بیابد، خواهید فهمید که نیاز کمتری به داروهای مسکن و نیاز بیشتری به کفش های کتانی خواهید داشت.

عرق به خودی خود بوی بدی ندارد، بلکه رعایت نکردن بهداشت شخصی باعث بدبویی آن می شود

9- رهایی از شر جوش ها

ما فکر می کنیم بعد از اتمام دوران بلوغ دیگر جوش نمی زنیم، در حالی که بواسطه تغییرات هورمونی حتی در دوران بزرگسالی هم جوش خواهیم زد.

عرق کردن شر این جوش ها را از سر شما کم می کند.

 

تعریق با باز کردن منافذ پوست، باعث می شود چرک و کثیفی های این منافذ که باکتری ها را به طرف آنها می کشاند و باعث جوش می شوند، آزاد شوند.

 

با این همه نباید تنبلی کنید. برای اینکه جوش نزنید، باید پوست خود را بشویید تا این کثیفی ها از روی پوست شما پاک شوند.

در غیر این صورت، این کثیفی ها مجددا وارد پوست می شوند و جوش خواهید زد.

 

10- سیستم تهویه بدن

در طی روز، بدن ما خودش را با تغییرات دمای محیط تطبیق می دهد. شاید محل کار شما سرد باشد، یا داخل اتومبیل شما گرم باشد و یا در دوران یائسگی باشید و ... ، ولی نگران نباشید. اگر سیستم تهویه بدن شما به درستی کار کند، دیگر خیلی گرم یا سردتان نخواهد شد.

 

ورزش منظم که غدد عرق را به بهترین شکل نگه می دارد، به بدن کمک می کند تا راحت تر دمای خودش را بر اساس دمای محیط جدید تنظیم کند.

 

نکته

با توجه به مطلب بالا می توان فهمید که عرق کردن نه تنها ناخوشایند نیست، بلکه بسیار مفید و مطلوب هم می باشد. تنها چیزی که در این وسط باقی می ماند، بوی نامطبوع آن است که آن هم راه چاره ای دارد.

 

عرق به خودی خود بوی بدی ندارد، بلکه رعایت نکردن بهداشت شخصی باعث بدبویی آن می شود.

 

لذا برای اینکه بوی عرق نگیرید، باید به طور منظم استحمام کنید و بدن خود ار تمیز نگه دارید. همچنین لباس های کثیف و بودار خود را مرتبا با آب و مواد شوینده بشویید و از پوشیدن لباس بودار خودداری کنید.

 

همچنین اگر کسی خیلی زود بوی عرق می گیرد، می تواند بلافاصله بعد از استحمام و خشک کردن بدن خود، به زیر بغل خود مام جامد (مام صابونی) یا اسپری پودری ضدعرق بزند.

 

افرادی هم که بیش از حد و به طور غیر طبیعی، حتی در هوای سرد و بدون فعالیت بدنی عرق می کنند، باید برای درمان مشکل خود، به پزشک مراجعه کنند.




رضا مصطفوی خانقاه جمعه 10 بهمن 1393 نظرات شما() ادامه مطلب

این مرد قلبش در شکمش قرار دارد!! + عکس

طبقه بندی: پزشکی، دانستنی ها، 
این مرد قلبش در شکمش قرار دارد!! + عکس
"هوانگ رونگ مینگ" که کارگر یک کارخانه است با این بیماری مادرزادی تمام عمر دست و پنجه نرم کرده است و شرایط او به گونه ای بوده است که کوچکترین ضربه می توانسته.....

هوانگ رونگ مینگ" که کارگر یک کارخانه است با این بیماری مادرزادی تمام عمر دست و پنجه نرم کرده است و شرایط او به گونه ای بوده است که کوچکترین ضربه می توانسته او را با مرگ مواجه کند چرا که قلب از محافظی به نام قفسه سینه برخوردار نبوده است.



حالا با وخیم شدن شرایطش او در 24 سالگی قرار است با عمل جراحی از این بیماری نجات پیدا کند و به شرایط طبیعی برگردد.
چنین بیماری از جمله نوادر بیماری های انسان است.




رضا مصطفوی خانقاه شنبه 17 خرداد 1393 نظرات شما() ادامه مطلب

قویترین مرد انگلیس ایرانی است + عکس

طبقه بندی: دانستنی ها، 

قویترین مرد انگلیس ایرانی است + عکس

آقای لورنس شهلائی در سال 1360 در انگلیس از مادری اهل شهر نیو کاسل و پدری اهل کرمانشاه متولد شده است

ترفندسرا - www.tarfandsara.ir

برای مشاهده کامل این ترفند به ادامه مطلب بروید

http://namakstan.ir/wp-content/uploads/Strongest-Man-Britain-Iran-Photo-1.jpg



ادامه مطلب
رضا مصطفوی خانقاه یکشنبه 31 فروردین 1393 نظرات شما() ادامه مطلب

ازدواج با رنگ و بوی فخر فروشی

طبقه بندی: دانستنی ها، 

جشن ازدواج یکی از مراسم اصلی ازدواج است که بعضی افراد به آن اهمیت بسیار می‌دهند و بعضی دیگر به آن با بدبینی نگاه می‌کنند و درصدد حذف آن هستند. برگزاری مراسم ازدواج کارکردهای مختلفی دارد.


ازدواج، فخرفروشی

خودروی شاسی بلند از در تالار وارد و کنار خودروهای هم خانواده اش پارک می شود. پدر عروس با همراهی و در معیت همراهان پیاده می شود. داماد که به تازگی نامش در شجره نامه خانوادگی او وارد شده است به استقبال می آید و صندلی رزرو شده جلو را نشان می دهد. بیشتر میهمانان دعوت شده در تالار حضور دارند و به قول قدیمی ها جای سوزن انداختن نیست. پدرعروس پس از احوال پرسی های مکرر می نشیند. گروهی مشغول هنرنمایی هستند. وقت هدیه دادن که می شود پدرعروس به اتفاق گروهی از آقایان به سالن بانوان هدایت می شوند. عروس و داماد کنار سفره عقد ایستاده اند و یک نفر کادوها را اعلام می کند. پدر داماد یک دستگاه خودروی ... به علاوه یک سرویس جواهر هدیه به عروس خانم! پدر عروس یک آپارتمان 3 نبش 3 طبقه و یک سفر زیارتی به دست شازده داماد می دهد و عکس می گیرد.

فیلمبردار سخت مشغول گرفتن سکانس ها و پلان هاست تا فیلمش قشنگ شود. لحظاتی بعد میهمانان به شام دعوت می شوند. شام عروسی چند مدل غذاست به اضافه چند مدل دسر و نوشیدنی.بعضی ها که به رفتن به این عروسی ها عادت دارند عین خیالشان نیست اما برخی حسابی متعجب شده اند. قرار است این همه شام را در عرض نیم ساعت صرف کنند؟ نتیجه اش آن می شود که به علاوه غذای اضافی باقی مانده، غذاهای زیادی ناتمام در ظرف ها رها شود. حالا وقت رفتن است. 2 نفر گریم شده نقش اول به اتفاق ساقدوش و همراهان و فیلم برداران از تالار خارج می شوند و بعد از کلی مراسم آتش بازی عروس خانم سوار خودروی شاسی بلند سراسر گل آرایی شده شازده داماد می شود و...

*******

جشن ازدواج یکی از مراسم اصلی ازدواج است که بعضی افراد به آن اهمیت بسیار می‌دهند و بعضی دیگر به آن با بدبینی نگاه می‌کنند و درصدد حذف آن هستند. برگزاری مراسم ازدواج کارکردهای مختلفی دارد.

مهم‌ترین کارکرد آن، رسمیت بخشیدن به ازدواج و زندگی مشترک عروس و داماد است. البته دومین کارکرد آن، رقابت اجتماعی یا همان چشم و هم‌چشمی است. مثلاً چه کسی جشن مفصل‌تری برگزار کرده است؟ چه کسی غذای بهتری داده است؟ چه کسی تعداد بیشتری افراد را دعوت کرده است؟ و...

سومین کارکرد آن نیز، تبادل هدایا به منظور تأکید بر انسجام اجتماعی است. معمولاً در مراسم مختلف، هدایایی بین عروس و داماد، خانواده آن‌ها و خویشاوندان این دو تبادل می‌شود.

 

آداب و رسوم یا رقابتی تمام نشدنی؟

افرادی که به جشن ازدواج نگاه بدبینانه دارند معمولاً به رقابت اجتماعی که در این مراسم به وجود می‌آید، نظر دارند. از آن‌جا که خواه ناخواه در جریان برگزاری جشن ازدواج رقابت به وجود می‌آید، ناراضی هستند و این رقابت را مایه اتلاف وقت، سرمایه افراد و جامعه می‌دانند و معتقدند دیگران نیز مجبور می‌شوند در این رقابت شرکت کنند و سلسله رقابت تداوم پیدا می‌کند. در حالی‌ که هدف از جشن ازدواج باید رسمیت بخشیدن به ازدواج باشد. چرا که با برگزاری جشن و آداب و رسوم مربوط به آن، رسمیت ازدواج بیشتر می‌شود و تعهد همسران نسبتا افزایش پیدا می‌کند.

در جوامع پیشرفته، جشن ازدواج مختصرتر و کم‌خرج‌تر از دیگر جوامع برگزار می‌شود. دلایل آن این است که رقابت اجتماعی در جوامع پیشرفته در سایر بسترهای اجتماعی انجام می‌گیرد و جشن ازدواج کمتر توجه افراد را برای رقابت اجتماعی بر می‌انگیزد. به نظر می‌رسد هر چه بتوان رقابت اجتماعی را به سایر فعالیت‌های مثبت اجتماعی منتقل کرد، شاهد برگزاری جشن‌های ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر خواهیم بود.

بحث هزینه‌ها یکی از دلایلی است که می‌تواند موجب بروز اختلافات بین خانواده‌ها شود. مثلاً یکی از خانواده‌ها، خانواده طرف مقابل را تحت‌فشار سنگین قرار می‌دهد تا تمام هزینه مراسم را به عهده آن خانواده واگذار کند

هزینه‌ها و سهیم شدن طرفین

گاهی اوقات خانواده‌ها بر سر هزینه‌های مربوط به جشن اختلاف پیدا می‌کنند. اگرچه این موارد بستگی به فرهنگ و نوع آداب و رسوم خانواده‌ها دارد، اما بهتر است ایجاد تعادل و تقسیم هزینه‌ها بین خانواده‌ها صورت گیرد. بطور مثال اگر قرار است جشنی برگزار شود، هر دو خانواده در هزینه‌های آن مثل تالار و شام سهیم شوند. هر چه بار بیشتری بر عهده یکی از خانواده‌ها باشد ازدواج سخت‌تر می‌شود و نهایتاً بدلیل دلخوری و اختلاف، طرف دیگر هم ضرر خواهد کرد. تساوی و برابری در ازدواج هر چه بیشتر رعایت گردد، ازدواج آسان‌تر و راحت‌تر خواهد بود. از طرف دیگر تقسیم کار در ازدواج نیز در نهایت به سود هر دو خانواده است.

 

چرا اختلاف؟

همان‌طور که عنوان شد بحث هزینه‌ها یکی از دلایلی است که می‌تواند موجب بروز اختلافات بین خانواده‌ها شود. مثلاً یکی از خانواده‌ها، خانواده طرف مقابل را تحت‌فشار سنگین قرار می‌دهد تا تمام هزینه مراسم را به عهده آن خانواده واگذار کند. از دلایل دیگر که می‌تواند باعث اختلافات خانواده‌ها شود مسئله چشم و هم‌چشمی است. بطور مثال، یکی از خانواده‌ها (خانواده دختر یا پسر) از طرف مقابل انتظار دارد مراسم مفصلی بگیرد و می‌گویند جشن ما باید بین فامیل از همه بهتر باشد یا این‌که تمام فامیل ما مراسم باشکوهی در باغ یا فلان تالار گرفته‌اند، پس ما هم باید مانند آن‌ها جشن را در فلان مکان خاص برگزار کنیم. البته غیر از بحث هزینه و نحوه برگزاری مراسم، گاهی بر سر زمان نیز خانواده‌ها با یکدیگر دچار مشکل می‌شوند و در این میان دختر و پسر بیشترین آسیب را می‌بینند.

پول و حلقه

واکنش عروس و داماد

عکس‌العمل دختر و پسرها در این موارد بایستی طوری باشد که اختلاف زیادی بین خانواده‌ها پیش نیاید. دختر و پسرها بهتر می‌توانند در این زمینه با یکدیگر صحبت کرده، شرایط همدیگر (خانواده‌ها) را برای خانواده‌هایشان بازگو کنند و آن‌ها را قانع نمایند که با توجه به موقعیت و وضعیت دو خانواده مراسم طوری برگزار شود که به دو طرف حداقل فشار وارد گردد. آنها باید از بردن و آوردن خبر برای خانواده هایشان جدا پرهیز کنند که این مسئله شاید در روابط آنها با خانواده‌ها بعد از مراسم، تاثیر زیادی بگذارد.

در نهایت هر دو طرف بایستی با کمک و راهنمایی بزرگان فامیل در زمینه مراسم ازدواج به تفاهم و توافق برسند تا اختلاف‌ جدی پیش نیاید و بتوانند به تصمیم‌گیری درستی برسند.

 

اگر خانواده‌ها شرایط و موقعیت یکدیگر را درک کنند و با توجه به شرایطشان (توانشان) مراسم ازدواج را برگزار کنند و بر یکدیگر سخت نگیرند، شاهد خوش‌بختی فرزندان خود خواهند بود و از طرف دیگر خود نیز با آرامش بیشتری می‌توانند از بودن در مراسم ازدواج دختر و پسرشان لذت ببرند، زیرا دیگر نگران وام و قرض‌های سنگین بعد از آن، نیستند.

 

یک ایده جدید تبیان برای همسرگزینی




رضا مصطفوی خانقاه سه شنبه 29 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

رفتار خواستگارتان با مادرش چگونه است؟

طبقه بندی: غیره، دانستنی ها، 
معمولا تمام هم و غم افراد در دوران عقد این است كه نامزد خود را بهتر و كاملتر بشناسند. در این راستا بسیاری از خانم ها در مورد رابطه نامزدشان با مادرش نیز کنجکاو و حساس می باشند. آنچه در این راستا جالب توجه می باشد آن است كه دقت به نحوه رفتار همسر با مادرش در شناخت شخصیت و ویژگی های اخلاقی او به فرد مقابل(نامزد) كمك شایانی كرده و او را نسبت به اخلاق و روحیات همسرش آگاه تر می سازد. در ذیل به برخی از رفتارهای پسران با مادرشان و شناخت حاصل از آن اشاره می شود.

خانواده همسر

برخی از پسران در همه شرایط به مشورت با مادرشان نیاز دارند

رفتار مرد بالغی که حتی بعد از ازدواج به مشورت با مادرش نیازمند است و نمی تواند بدون دانستن نظر مادر خود تصمیم بگیرد کمی ناامیدکننده به نظر می رسد. وابستگی شدید بعضی پسرها به مادرشان خوب نیست . زیرا وابستگی لطمه می زند . وابستگی یعنی اینکه ذهن انسان تعطیل بشود و از کار بیفتد و دیگری بجای انسان مدیریت کند .مثلا آقایی بدون اجازه ی مادرش آب     نمی خورد . خانم نمی تواند این کار مرد را تحمل کند زیرا زن بدنبال تکیه گاه می گردد و این مرد نمی تواند تکیه گاه خوبی باشد. اینکار به خود آقا هم لطمه می زند زیرا اراده و خودباروی خودش را از دست می دهد . اگر روزی این آقا پدر ومادرش را از دست بدهد خیلی لطمه می خورد.

منظور بی توجهی فرزندان به پدر و مادر نیست، صد البته که احترام به نظرات مادر و پدر ضروری است، ولی وقتی این احترام به صورت یک وابستگی و نیاز در آمده باشد می تواند نشانه عدم اعتماد به نفس یک مرد باشد. اگر مردی نتواند به تصمیمات خود اعتماد کند در جلب اعتماد همسر خود نیز موفق نخواهد بود. این افراد به دلیل اینكه از مستقل زندگی کردن می ترسند، مرتب از جمله "مادرم می گوید، مادرم معتقد است و... " استفاده می کنند.

 

برخی مدام در حال تماس با مادرشان و صحبت با وی هستند

مردی که هر روز با مادرش صحبت می کند احتمالا همه چیز از جمله جزئیات رابطه خود با همسرش را به او می گوید. این کار به مادر او فرصت و شرایطی برای قضاوت راجع به رابطه پسر و عروسش، و همین طور فرصتی برای سبک سنگین کردن همه اختلاف نظرها و چالش های یک رابطه می دهد... و زمینه دخالت خانواده پسر در زندگی زوجین را فراهم می سازد.

  

 برخی قدردان زحمات مادرشان نیستند

اگر مردی قدر مادرش را نداند، یقینا قدردان همسرش نیز نخواهد بود. چنین افرادی معمولا خودمحور هستند و همیشه خود را محق می دانند. از نظر این افراد دیگران به آنها لطف نمی کنند، بلکه صرفا وظیفه خود را انجام می دهند. آنها هرگز از کسی تشکر نمی کنند. خواه از همسرشان، خواه از مادرشان، و خواه از دوستانشان.

مسلما ممکن است بعضی از زنان، مادران چندان خوبی نباشند. اما وقتی مردی زنی را که او را به دنیا آورده است سرزنش می کند یا او را با لحن تند و توهین آمیز مورد خطاب قرار می دهد، باید در مورد شخصیت او بیشتر فکر کنیم

عده ای از مردان با مادرشان صمیمی نیستند

بعضی از مردان عجول هستند یا وقت و حوصله ای برای بودن با مادرشان ندارند. اگر مردی برای رابطه خود با اولین زنی که دوستش داشته است، یعنی مادرش، ارزش قائل نباشد احتمالا با همسر خود نیز صمیمی و نزدیک نخواهد بود. این امر به احتمال زیاد در مورد رابطه او با فرزندانش نیز صادق خواهد بود. 

 

بعضی از پسران، برای زن بودن مادرشان ارزش قائل نمی شوند

به رفتار او در ارتباط با خانم ها دقت کنید. آیا او با احترام با خانم ها رفتارمی کند؟ رفتاری که همسر شما با مادرش دارد، راه خوبی برای پی بردن به شخصیت اصلی او می باشد. آیا اوعقاید آنها را به صرف این که از طرف یک زن ابراز می شود، رد می کند  و آنها را مجبور می کند که حرف او را قبول کنند یا اینکه برعکس  با نرمی و با جوانمردی و نیز محترمانه با آنها و نظرات شان برخورد  می کند. شاید ازدواج کردن  با کسی که برای “زن بودن شما”‌ ارزشی قائل نیست،  مناسب نباشد.

 

برخی مدام در حال ملامت مادرشان هستند

مسلما ممکن است بعضی از زنان، مادران چندان خوبی نباشند. اما وقتی مردی زنی را که او را به دنیا آورده است سرزنش می کند یا او را با لحن تند و توهین آمیز مورد خطاب قرار می دهد، باید در مورد شخصیت او بیشتر فکر کنیم. البته عصبانیت های آنی و زودگذر اگر از حد خاصی تجاوز نکنند طبیعی هستند، ولی وقتی حالت توهین یا کنایه به خود بگیرند و بیشتر از حد خاصی تکرار شوند نشان دهنده عدم احترام به زنان می باشد.

خانواده همسر

مردی که حتی در سن جوانی همچنان مسئولیت های خود را به گردن دیگران می اندازد نمی تواند قابل اعتماد باشد چرا که تنبل و نابالغ است.

 

بعضی از پسران به مادرشان احترام نمی گذارند

درست است که بسیاری از مردان و زنان از رفتار مادر خود راضی نیستند، ولی مردی که در برابر شما یا سایر افراد به مادرش بی احترامی کند، احتمالا فردی گستاخ و تند است. چنین فردی پتانسیل آن را دارد که در مقابل دیگران به همسر خود نیز بی احترامی کند.

 

مردانی كه با مادرشان مثل یک خدمتکار رفتار می کنند

بعضی از مردان حتی در سنین بزرگسالی از مادر خود انتظارات عجیب دارند، مثلا انتظار دارند که مادرشان اتاقشان را تمیز کند، برایشان غذا بیاورد و ... . مردی که حتی در سن جوانی همچنان مسئولیت های خود را به گردن دیگران می اندازد نمی تواند قابل اعتماد باشد چرا که تنبل و نابالغ است.

 




رضا مصطفوی خانقاه یکشنبه 27 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

مرثیه‌ای برای "ولنتاین" که گذشت!

طبقه بندی: عاشقانه، دانستنی ها، 
ولنتاین" در واقع یک مناسبت غربی و فرهنگ وارداتی است که چند سالی است میان جوانان باب شده و همه ساله در روز 25 بهمن مطابق با 14 فوریه همراه با آداب و رسوم به خصوصی برگزار می شود. جشنی همراه با هدیه دادن و دوستی و عشق ورزیدن به نامحرم و جنس مخالف که در واقع فرصتی است تا دوستی های خیابانی از سوی متولیان ابتذال، هویتی پوشالی یابد.

اینکه این روز چه تاریخچه ای دارد و بر اساس چه رویدادی گرامی داشته می شود، نکته ای است که همچنان نه منابع مبدع این طرح و نه پیروانشان اطلاعات موثقی برای پایه و اساس آن ندارند و تنها قصه ای ساختگی و تایید نشده، محملی برای گرامیداشت این روز عنوان شده و جالب اینجاست که بسیاری از جوانان وطنی بدون اطلاع از ریشه این افسانه ساختگی، پیرو این فرهنگ وارداتی شده اند که این گونه قصه سازی شده است: 

ولنتاین

"زمانی فرمانروای روم باستان برای حفظ آمادگی سربازانش، از ازدواج آنها جلوگیری می کرده است به این دلیل که ازدواج باعث سستی آنها خواهد شد. در این بین کشیشی به نام "ولنتاین" مبادرت به عقد سربازان با دختران می نموده است که پس از اطلاع فرمانروا، به زندان می افتد. کشیش در زندان عاشق دختر زندانبان شده و خطاب به وی کارت هایی را می نوشته است و عاقبت در روز 14 فوریه به دستور شاه وبه جرم اقداماتش اعدام شده و توسط غربی ها "شهید عشق" نامیده می شود!"

اما آنچه موجب شده تا این افسانه، به شدت توسط رسانه های خارجی و در تمام دنیا تبلیغ شود، درونمایه ضدفرهنگی این جریان است که مبنایی برای رواج فرهنگ بی‌بند و باری و ابتذال است و هر ساله تحت عنوان "روز عشق" انواع و اقسام اعمال ناپاک و خلاف اخلاق در پوشش پاک عشق و محبت انجام می گیرد!

آنچه که پشت پرده "ولنتاین" را این روزها بیشتر نمایان می کند، تلاش و تبلیغات برای از هم پاشیدن بنیان خانواده ها، جلوگیری از ازدواج و ترویج دوست یابی و دوست گزینی به جای انتخاب همسر و تشکیل خانواده، است. این اهداف در قالب سریالهای ماهواره ای فارسی‌زبان که به خانواده ها هجوم بیشتری آورده است، نمود عینی تری دارد که البته همراه با واردات "ولنتاین" که سالیان سال است اتفاق افتاده، در یک سیاست تعریف می شوند!

شاید با بررسی و تدقیق پشت پرده این طرح بتوان به لایه های مختلف دستور اسلام مبنی بر ازدواج و تشکیل خانواده پی برد و با بررسی کلیه اقدامات اسلام هراسانه غربیها، بتوان به هویت طراحان "روز ولنتاین" به عنوان قطره ای از دریای مهاجمان فرهنگی پی برد و این سۆال را بیش از پیش در ذهن مرور کرد که رواج چنین افسانه ای و تلاش برای فرهنگ سازی آن، چه دلیلی جز اشاعه فساد و فحشا می تواند داشته باشد و چه بسا که این روز فرصتی است برای تمدید عشق ناپاک دو نامحرم که سرنوشت بیشتر این محبت های بدون عمق و ریشه، قطعا بر کسی پوشیده نیست. 

شاید سال‌ها قبل كمتر كسی تصور می‌كرد كه روز «ولنتاین» به این سرعت از رادیوها و تلویزیون‌های بیگانه، جای خود را در ویترین مغازه‌های شهر باز كند و درست همین جاست كه نقش ارتباطات و تبادل فرهنگی در جهان امروز، توجه به نیازها و خواسته‌های ذاتی جوانان برای ابراز احساسات و یافتن فرصتی برای شادی و تفریح مورد تایید و تاكید قرار می‌دهد

اما رواج این فرهنگ وارداتی نگران کننده تر می شود وقتی بدانیم که در میان برخی پدران و مادران هم رسوخ کرده است. اگر چه مرد به همسر خود و زن به شوهرش در این روز به اصطلاح عشق می ورزد، اما این حرکت در چنین روزی در سایه تبلیغات شبکه های ماهواره ای، تنها می تواند برای جوان و فرزند خانواده به عنوان یک الگو تلقی شده و مهر تأییدی باشد بر یک فرهنگ غلط و ناپاک که حاصل آن دوری گزینی از ازدواج و حفظ روابطی است برای فروپاشی اخلاقی جامعه.

«ولنتاین»، تهاجم فرهنگی یا خلا فرهنگی؟!

در همین زمینه سال گذشته رییس سازمان ملی جوانان در گفت‌وگو با یكی از خبرگزاری‌ها، درباره روز ولنتاین گفته بود كه «این مساله از آن جهت قابل طرح در رسانه‌ها نیست كه به هیچ عنوان مساله قشر جوان ما محسوب نمی‌شود و گاهی مواقع در اثر اشتباه رسانه‌ها، دغدغه هزار نفر به عنوان دغدغه 25 میلیون جوان مطرح می‌شود».

قلب

اگرچه آمار دقیقی از تعداد افرادی كه این روز را به خاطر دارند و به آن پایبندند در دست نیست، اما می‌توان گفت كه این آمار ولو محدود، بخشی از جمعیت جوانانی است كه سازمان ملی جوانان متولی برنامه‌ریزی برای امور آنها را بر عهده دارد و باید برای آنها نیز برنامه ‌و استراتژی داشته باشد، گذشت زمان و نپرداختن به موضوع «ولنتاین» نه تنها آن را كمرنگ نكرده، بلكه به تعداد افرادی كه از آن استقبال می‌كنند نیز افزوده است.

به نظر می‌رسد برخلاف مسوولان متولی امور جوانان، برخی رسانه‌ها و مراكز فرهنگی و اجتماعی كه تمایلی برای طرح موضوع گرایش گروهی از جوانان به گرامیداشت روز ولنتاین ندارند و به نوعی تلاش می‌كنند تا با سكوت نسبت به آن، رسمیت و وجاهت عمومی را از این فرهنگ غربی و وارداتی بگیرند، فروشندگان و بازاری‌ها كه هر سال، سود سرشاری را از فروش كالاهای ویژه روز ولنتاین به جیب می‌زنند، امسال زودتر از سال‌های قبل به استقبال آن رفته‌اند.

شاید سال‌ها قبل كمتر كسی تصور می‌كرد كه روز «ولنتاین» به این سرعت از رادیوها و تلویزیون‌های بیگانه، جای خود را در ویترین مغازه‌های شهر باز كند و درست همین جاست كه نقش ارتباطات و تبادل فرهنگی در جهان امروز، توجه به نیازها و خواسته‌های ذاتی جوانان برای ابراز احساسات و یافتن فرصتی برای شادی و تفریح مورد تایید و تاكید قرار می‌دهد.

در همین زمینه، معاون پژوهشی مركز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه با اشاره به این كه نتایج تحقیقات و پژوهش‌های اخیر حاكی از افزایش ارتباط دختران و پسران جوان قبل از ازدواج است، می‌گوید: نفس عمل، در گرامیداشت مهر و محبت بسیار خوب است و هر چه دوستی و محبت در جامعه افزایش یابد، خشونت و بزهكاری در آن كاهش می‌یابد، بنابراین این كه برخی جوانان به بهانه بزرگداشت روز خاصی به علایق و احساسات خود توجه بیشتری می‌كنند، نه تنها بد نیست بلكه هر چه بیشتر شود بهتر است.

دكتر شهلا كاظمی‌پور ادامه می‌دهد كه باید به نیازهای جوانان توجه كرد. تمایل به ابراز احساسات و محبت از خصوصیات و ویژگی‌های بارز دوران جوانی است كه نباید با آن مبارزه كرد.

آنچه که پشت پرده "ولنتاین" را این روزها بیشتر نمایان می کند، تلاش و تبلیغات برای از هم پاشیدن بنیان خانواده ها، جلوگیری از ازدواج و ترویج دوست یابی و دوست گزینی به جای انتخاب همسر و تشکیل خانواده، است. این اهداف در قالب سریالهای ماهواره ای فارسی‌زبان که به خانواده ها هجوم بیشتری آورده است، نمود عینی تری دارد که البته همراه با واردات "ولنتاین" که سالیان سال است اتفاق افتاده، در یک سیاست تعریف می شوند!

وی اعتقاد دارد كه نباید با روز ولنتاین به مقابله برخاست، بلكه می‌توان از آن به عنوان فرصتی برای تلطیف فضای جامعه استفاده كرد و به مرور با جایگزین كردن رویدادهای تاریخی و مذهبی فرهنگ كشورمان به جای ولنتاین، آن را به شكل بومی درآورد.

معاون پژوهشی مركز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه در این باره، به تغییر تاریخ روز زن و مادر از سال 1373 به بعد اشاره و آن را نمونه موفقی از جایگزین كردن رویدادهای اجتماعی معرفی می‌كند.

شاید به جرات بتوان گفت كه بومی كردن روزهایی مشابه روز ولنتاین در جامعه با استقبال همگانی به ویژه از سوی جوانان مواجه خواهد شد. حتی از یك یا دو سال قبل خود همین جوانان با اطلاع‌رسانی از طریق اینترنت و پیامك (SMS) روز سپندارمذگان كه از آیین‌های سنتی ایرانیان در پاسداشت زمین به عنوان سمبل عشق و محبت است را به عنوان روز جایگرین ولنتاین معرفی و توصیه كرده‌اند.

دكتر كاظمی‌پور ورود آیین‌ها و فرهنگ‌های بیگانه و استقبال بخشی از جامعه از آن‌ها را ناشی از خلاء فرهنگی در كشور می‌داند و می‌گوید: برخلاف عده‌ای كه اعتقاد دارند، نفوذ آیین‌هایی نظیر روز «ولنتاین» ناشی از تهاجم فرهنگی است، به نظر من این موضوع به علت خلاء فرهنگی جامعه در این زمینه، مورد استقبال قرار گرفته است. در حالی كه این پدیده در فرهنگ و تاریخ ما وجود دارد اما درست و پررنگ به جوانان معرفی نشده است.

وی همچنین پیروی جوانان از مد و فرهنگ جهانی و گسترش ارتباطات و پوشش رسانه‌ای را از مهم‌ترین دلایل شیوع و ترویج بیش از پیش ولنتاین در سال‌های اخیر عنوان می‌كند.





رضا مصطفوی خانقاه یکشنبه 27 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

میان‌وعده‌های خوب: هم‌یار سلامتی

طبقه بندی: علمی، پزشکی، دانستنی ها، 
موضوع میان‌وعده‌ها یکی از آن دست موضوعاتی است که باید در موردشان زیاد صحبت کرد. همیشه این سۆال مطرح است که آیا مصرف میان‌وعده در طول روز ضرورتی دارد یا خیر؟

میان‌وعده

مصرف میان‌وعده اشتباه نیست البته به شرطی که در انتخاب آن دقت شود. میان‌وعده‌ها باعث تامین گلوسید و پروتئین مورد نیاز در بین روز می‌شود. گلوسیدها یا همان کربوهیدرات‌ها تامین کننده‌ی انرژی بدن هستند و پروتئین‌ها نیز احساس سیری طولانی مدتی ایجاد می‌کنند. انتخاب میان‌وعده‌ی مناسب، بهترین روش برای داشتن تغذیه‌ی سالم و جلوگیری از پرخوری در وعده‌های اصلی است. البته بهتر است میان‌وعده‌های عصر بسیار سبک باشد چون فعالیت بدن کمتر می‌شود و به انرژی زیادی نیاز ندارد.

با ما باشید تا چند ایده‌ی خوب برای انتخاب میان‌وعده‌ی مناسب را در اختیارتان بگذاریم.

 

میوه‌ها

همه‌ی میوه‌ها انتخاب‌های فوق‌العاده‌ای به عنوان میان‌وعده هستند. برای اینکه قانون گلوسید-پروتئین رعایت شود بهتر است به همراه میوه‌تان یک مشت آجیل یا 50 گرم پنیر هم میل کنید.

 

ماست

پا در هر فروشگاهی که بگذارید انواع ماست‌ها در قفسه‌ها ردیف شده‌اند. ماست هم انتخاب خوبی است چون هم گلوسید دارد و هم پروتئین. توصیه می‌کنیم تا حد ممکن از ماست یونانی استفاده کنید. این نوع ماست پروتئین بیشتری دارد و میزان چربی آن 0 درصد است.

همه‌ی میوه‌ها انتخاب‌های فوق‌العاده‌ای به عنوان میان‌وعده هستند. برای

اینکه قانون گلوسید-پروتئین رعایت شود بهتر است به همراه میوه‌تان یک مشت

آجیل یا 50 گرم پنیر هم میل کنید

ترکیب آجیل و میوه‌های خشک

ترکیب مغزها و میوه‌های خشک یعنی ترکیب گلوسید و پروتئین. این میان‌وعده‌ی سالم تامین‌کننده‌ی انرژی بدن است و شما از خوردن آن لذت خواهید برد. هر کدام از میوه‌های خشکی که بیشتر می‌پسندید را انتخاب کرده و با آجیل‌های مورد نظرتان مخلوط کنید. توصیه می‌کنیم از مغزهای خام و غیرشور استفاده کنید. توجه داشته باشید که یک مشت کوچک از این میان‌وعده برایتان کافی است. در غیر این صورت کالری زیادی وارد بدنتان خواهد شد.

 

کمپوت یا سالاد میوه

اگر مصرف میوه‌ی کامل برایتان تکراری شده و می‌خواهید تنوع ایجاد کنید می‌توانید هرازگاهی از کمپوت نیز استفاده کنید. توصیه می‌کنیم سالاد میوه درست کنید. خیلی ساده است میوه‌های مورد نظرتان را خرد کرده و مخلوط کنید. در نهایت یک مشت کوچک آجیل هم به آن اضافه کرده و با خانواده‌ی محترم میل کنید.

پنیر و گوجه

سبزیجات و پنیر

سالاد سبزیجات همیشه بهترین گزینه است. سبزیجات مورد نظر را خرد کرده و به اشکال مختلفی در بیاورید تا فرزندتان هم به خوردنش علاقه نشان دهد. اگر نمی‌توانید او را راضی کنید مثلاً یک لقمه نان و پنیر و گوجه بخورد کمی خلاق باشید. خیار، گوجه‌های خردشده به همراه تکه‌های نان و پنیر را داخل سیخ‌های چوبی بکنید و دستش بدهید. در این صورت میل بیشتری به مصرف آن خواهند داشت.

 

اسموتی‌های خانگی

فقط 5 دقیقه وقت لازم است تا یک اسموتی سالم خانگی تهیه کنید. نصف فنجان توت‌فرنگی یا تمشک را با نصف موز و یک فنجان شیر داخل مخلوط کن بریزید و هم بزنید. سپس اسموتی خوشمزه‌تان را داخل لیوان ریخته و به عنوان میان‌وعده‌ی قبل از ظهر میل کنید.

 

مافین‌های خانگی

آشپزی و شیرینی‌پزی در خانه شاه‌کلید تغذیه‌ی سالم است. کیک‌ها و مافین‌های آماده را فراموش کنید. خودتان دست به کار شوید و مافین درست کنید. مافین‌های بزرگ بیرون معمولاً 500 کالری بیشتر دارد. همین جمعه دستور تهیه‌ی یک مافین خوشمزه را از کتاب‌های آشپزی یا اینترنت درآورید و دست به کار شوید. مافین‌های خانگی هم سالم‌تر هستند و هم خوشمزه‌تر.

ترکیب مغزها و میوه‌های خشک یعنی ترکیب گلوسید و پروتئین. این میان‌وعده‌ی

سالم تامین‌کننده‌ی انرژی بدن است و شما از خوردن آن لذت خواهید برد. هر کدام

از میوه‌های خشکی که بیشتر می‌پسندید را انتخاب کرده و با آجیل‌های مورد

نظرتان مخلوط کنید

غلات صبحانه

غلات آماده طرفداران زیادی دارد. خیلی‌ها یک پیاله غلات را بدون اضافه کردن شیر میل می‌کنند. چون زیر دندان صدا می‌دهد و خوش‌آیند است. توصیه می‌کنیم یک لیوان شیر یا یک تکه پنیر هم به غلاتتان اضافه کنید تا همان قانون گلوسید - پروتئین رعایت شود. موقع خرید روی بسته‌بندی را بخوانید و محصولاتی را خریداری کنید که حاوی کمتر از 10 گرم قند بوده و فیبرهای غذایی بیشتری داشته باشند.

توجه داشته باشید که پفک، کیک، کلوچه، چیپس، انواع آب‌میوه‌های صنعتی، شکلات‌های شیری، آب نبات و غیره انتخاب‌های خوبی نیستند. اگر عاشق کیک هستید خودتان دست به کار شوید. در این صورت می‌توانید میزان شکر و ترکیبات دیگر را به اندازه اضافه کنید.




رضا مصطفوی خانقاه یکشنبه 27 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

چرا دفعه‌ی اول راحت‌تر لاغر می‌شویم؟

طبقه بندی: علمی، دانستنی ها، 
«دفعه‌ی اول خیلی راحت‌تر وزنم را از 90 کم کردم و حتی به 70 رساندم، اما وقتی دوباره چاق شدم و به 90 کیلوگرم برگشتم دیگر نتوانستم به همان اندازه لاغر شوم. چرا؟»

کاهش وزن

 

بیشتر ما، حداقل در دوره‌ای از زندگی خود به دنبال یک رژیم غذایی برای کاهش و افزایش وزن بوده‌ایم؛ اما ما به عنوان یک فرد که به دنبال این رژیم‌های غذایی هستیم، یا اصلاً به دنبال رژیم غذایی هم نه! به دنبال سالم زندگی کردن و سالم غذا خوردن هستیم در درجه اول باید با معنای کالری دریافتی یا همان انرژی دریافتی روزانه کاملا آشنا باشیم.

اما در این میان ریش‌سفیدان رژیم‌های کاهش وزن، منظورمان آن‌هایی هستند که همیشه در تلاش برای کم کردن وزن بوده‌اند، گاهی وزنشان کم می‌شده ولی دوباره بعد مدتی به وزن اولیه برمی‌گشته و دوباره و سه باره و چندین باره رژیم را از نو شروع می‌کردند همیشه این سۆال را دارند که:

«دفعه‌ی اول خیلی راحت‌تر وزنم را از 90 کم کردم و حتی به 70 رساندم، اما وقتی دوباره چاق شدم و به 90 کیلوگرم برگشتم دیگر نتوانستم به همان اندازه لاغر شوم. چرا؟»

 

در اینجا می‌خواهیم به نحوه‌ی کاملا علمی علت را بررسی کنیم؛ اما در ابتدا لازم است با معنای کالری رژیم غذایی و کالری مورد نیاز بدن آشنا شویم.

همانطور که می‌دانید در یک رژیم غذایی نیز مهم‌ترین عاملی که باعث کم کردن وزن می‌شود میزان انرژی یا همان کالری رژیم غذایی است؛ اما چه میزانی از انرژی باعث کاهش وزن می‌شود؟

پس بیایید در ابتدا اجزای انرژی مصرفی روزانه‌مان را باهم بررسی کنیم:

انرژی مصرفی انسان از 3 جزء تشکیل‌ شده است: انرژی مصرفی پایه (BEE)، اثر حرارتی غذا (TEF)، انرژی مصرفی در فعالیت.

1. انرژی مصرفی پایه یا همان BEE حداقل مقدار انرژی مصرفی بدن برای سازگاری با حیات است؛ یعنی مقدار انرژی که یک انسان در شرایط آرامش کامل روحی و جسمی به صورت درازکش در 24 ساعت مصرف می‌کند. در واقع بدن این انرژی را به منظور زنده ماندن مصرف می‌کند. برای فعالیت‌هایی مثل نفس کشیدن، ضربان قلب، خون‌رسانی به اعضای بدن و حفظ دمای بدن در حد طبیعی. این انرژی معمولاً 60 تا 70 درصد انرژی مصرفی روزانه فرد را تشکیل می‌دهد. پس بزرگ‌ترین بخش مصرف انرژی بدن است.

 

2. اثر حرارتی غذا یا همان: TEF افزایش انرژی مصرفی مربوط به هضم و جذب و سوخت و ساز غذا را می‌گویند. بله درست است. از زمان ورود لقمه غذا به دهان این بدن برای اینکه لقمه غذا را بجود، هضم کند، دستگاه گوارش فعالیت کند، مواد غذایی خرد و ریز شود، جذب شود، در بدن ذخیره و باقی‌مانده آن دفع شود بدن همچنان در حال مصرف کردن انرژی است. این انرژی معادل 10 درصد کل انرژی مصرفی بدن است.

انرژی مصرفی

3. انرژی مصرفی در هنگام فعالیت یا به عبارت دیگر ترموژنز فعالیت (AT): انرژی مصرفی در هنگام تحرک و انجام فعالیت بدنی را می‌گویند. این فعالیت می‌تواند در اثر ورزش باشد و یا کارهای روزمره فرد. طبیعتاً این بخش از انرژی متغیرترین بخش مصرف انرژی بدن است که از 100 کیلوکالری در افراد بی‌تحرک تا 3000 کیلوکالری در افراد فعال متغیر است.

 

حالا بگذریم از اینکه عوامل مختلفی بر هر کدام از این سه بخش مصرف‌کننده انرژی موثرند، در اینجا می‌خواهیم به یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر بخش اول انرژی یعنی انرژی مصرفی پایه یا همان انرژی مصرفی استراحت بپردازیم:

 

یک سۆال؟

* فکر می‌کنید چرا انرژی مورد نیاز مردها بیشتر از زن‌هاست؟

- به خاطر اینکه بیشتر کار می‌کنند؟

بله این هم یکی از دلایل است؛ اما یک مرد در زمان خواب هم انرژی بیشتر از یک زن مصرف می‌کند.

 

علت؟

دیدید که گفتیم انرژی مصرفی استراحت 60 تا 70 درصد کل مصرف انرژی را تعیین می‌کند؛ یعنی بزرگ‌ترین بخش؛ و یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در میزان مصرف انرژی در هنگام استراحت حجم توده عضلانی و ماهیچه‌های بدن است. در واقع مصرف انرژی یک کیلوگرم عضله در حال استراحت حدود 10 برابر یک کیلوگرم چربی در حال استراحت است. به همین خاطر است که یک مرد در هنگام خواب هم انرژی بیشتری از یک زن در خواب مصرف می‌کند.

لاغر شدن و رژیم گرفتن در مرحله اول از تمام مراحل ساده‌تر است. پس توصیه می‌کنیم اگر یک رژیم غذایی را حتی برای بار دهم شروع کردیم بدانیم این مرحله

از مرحله یازدم راحت‌تر خواهد بود؛ و برای موفقیت باید سعی کنیم بر روی رژیم

خود بمانیم

دقت کنید چون در اینجا می‌خواهیم به سۆال اول برگردیم:

«دفعه‌ی اول خیلی راحت‌تر وزنم را از 90 به 70 رساندم؛ اما وقتی دوباره چاق شدم و به 90 کیلو برگشتم دیگر نتوانستم به همان اندازه لاغر شوم. چرا؟»

فرض کنیم این فرد 90 کیلوگرم بوده و 20 کیلو اضافه‌وزن داشته. نکته مهم اینجاست که:

تمام اضافه‌وزن این فرد توده چربی نیست. بلکه از این 20 کیلوگرم تقریباً 5 کیلوگرم عضله و 15 کیلوگرم چربی است.

حالا وقتی این فرد یک رژیم غذایی 1800 کیلوکالری را رعایت می‌کند، با اینکه این رژیم سخت هم نیست به راحتی لاغر می‌شود. چون رژیم‌درمان این رژیم را با در نظر گرفتن 15 کیلوگرم چربی اضافی و 5 کیلوگرم ماهیچه اضافی به او داده. پس فرد به مرور لاغر شده و به 70 کیلوگرم که هدف مرحله اول کاهش وزن بوده می‌رسد.

پس از مدتی این بیمار رژیم را کنار می‌گذارد و برای داشتن رژیم غذایی مرحله حفظ وزن هم به رژیم‌درمان مراجعه نمی‌کند. او به اندازه‌ی قبل رژیم، غذا می‌خورد و به مرور به همان 90 کیلو برمی‌گردد.

اما توجه کنید که:

بیمار برای رسیدن از وزن 90 کیلوگرم به 70 کیلوگرم، 15 کیلوگرم چربی و 5 کیلوگرم عضله را از دست داده؛ اما وقتی چاق می‌شود چه؟

در هنگام چاق شدن این فرد 20 کیلوگرم چربی ناب کسب کرده. بدون هیچ عضله‌ای. پس این 90 کیلو همان 90 کیلو نیست. بلکه چربی بدن فرد بیشتر و در حقیقت چاق‌تر شده. برای کم کردن این وزن رژیم سخت‌تر و ورزش بیشتری لازم خواهد بود.

 خب. پس به جواب سۆال رسیدیم. به خاطر همین مسئله است که لاغر شدن و رژیم گرفتن در مرحله اول از تمام مراحل ساده‌تر است. پس توصیه می‌کنیم اگر یک رژیم غذایی را حتی برای بار دهم شروع کردیم بدانیم این مرحله از مرحله یازدم راحت‌تر خواهد بود؛ و برای موفقیت باید سعی کنیم بر روی رژیم خود بمانیم.

 ما در اینجا به توضیح کلی این روند پرداختیم. همه‌ی توصیه‌های تغذیه‌ای اصل و اساسی دارد. وقتی ما علت این توصیه را بدانیم قطعاً با ایمان و با آگاهی کامل آن‌ها را در پیش خواهیم گرفت.




رضا مصطفوی خانقاه یکشنبه 27 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

مادرانِ عالی... دخترانِ عالی‌تر!

طبقه بندی: دانستنی ها، 

مادر بودن سخت ترین شغل دنیاست. مخصوصاً اگر قرار باشد مادر یک دختر باشید! اکنون آینده ی یک نسل، در دستان شماست!


مادر و دختر

در بخش قبلی ، به 5 گام مهم از 9 گامی اشاره کردیم که یک مادر موفق، باید حتماً در آنها از دختر خود، جلوتر باشد تا دختری ممتاز، تربیت کند. در این بخش، سه بخش نهایی، بیان خواهند شد.

 

حسود نباشید!

خیلی ها فکر می کنند حسادت، در زنان بیشتر از مردان وجود دارد. چه این عقیده، درست باشد، چه نادرست؛ خوشبختانه حسادت را می توان در هر دو جنس، به خوبی حل کرد.

و این کار نیز با استفاده از دو روش زیر انجام می گیرد:

1. فکر کردن : به موضوعاتی فکر کنید که برای خودتان، اقوام یا دوستانتان، درباره حسادت، رخ داده است. آیا شما نیز مصداق این حدیث بوده اید که :« حسود زود خشمگین مى شود و دیر كینه از دلش مى رود. [1] »  به این آثار و ضررهای آن ( در خودتان و دیگران) خوب بیندیشید. امام علی (ع) می فرمایند : « حسادت نتیجه اى جز زیان و ناراحتى كه دلت را سست و تنت را بیمار مى گرداند به بار نمى آورد . » [2]

 

2. مطالعه : داستان هایی درباره ی اینکه حسادت سبب بروز چه مشکلاتی شده است، بخوانید. آیا تا به حال به این موضوع، دقت کرده بودید که اولین گناه، حسادت بوده است؟ آنگاه که شیطان بر آدم حسد ورزید و به او سجده نکرد!

خودتان را دراین باره، مدام چک کنید و به محض دیدن نشانه ای از حسادت در خود، آن را رفع کنید! چون «شیطان به سپاهیانش مى گوید: میان مردم حسد و تجاوزگرى بیاندازید چون این دو، نزد خدا برابر با شرك است. » [3]

مراقب نشانه های حسادت در دخترتان هم باشید! اگر می بینید دخترتان به چیزهایی که دوستانش دارند، حسودی می کند، این احساس را پیش از آنکه زندگی او را نابود کند از بین ببرید. می توانید با خواندن داستانهایی کودکانه دراین باره برای او، این کار را بکنید. البته یادتان باشد که شخصیت دخترتان را زیر سۆال نبرید!

 

برای دخترتان، قصه بگویید

قصه های خوب می‌تواند به دخترتان، دید مثبتی از زندگی بدهد.تأکید میکنیم: قصه های خوب!

 وقتی برای دخترتان داستانی را تعریف می کنید که قهرمانش فردی مثبت و دارای خصوصیت مثبتی است، دخترتان از  ویژگی مطلوب و مثبت او  الگوگیری میکند.

همچنین وقتی دخترتان میبیند قهرمانش علیرغم مشکلات فراوانی که در طول قصه داشته، ولی در نهایت پیروز می شود، صبر، بردباری، امیدواری، خسته نشدن و جا نزدن در مسیر خوب، و ... را به طور عملی می آموزد.

قرآن کریم در ضمن بیان داستانهای متعدد، بارها بر این نکته تأکید کرده است که در شنیدن داستان، نشانه ها و عبرتهایی نهفته است.

درباره ی مسائل، درست فکر کنید. به گذشته نگاهی بیندازید و به ترس ها

و نگرانی های بی موردی که داشته اید، بیندیشید. اگر مشکلی، راه حلی دارد، آن

راه حل را بیابید و با تمام توان، به کار ببرید. اما اگر راهی ندارد، اجازه ندهید

که ذهنی آشفته و  زبانی ناله کننده، اول روح شما را نابود کند و بعد احترام

و ارزشتان را در مقابل دخترتان!

علاوه بر این، گوش دادن قصه سبب می شود کودک ، دوستان بیشتری پیدا کند. دوستانی که ویژگی های خوبی دارند و با او مهربان هستند.

فایده مهم دیگر قصه گویی برای فرزندتان این است که او کم کم به مطالعه نیز علاقه مند میشود و وقتی بزرگتر شود از شما میخواهد که برایش کتاب داستانی بخرید تا خودش آن را بخواند. علاقه به دانستن و مطالعه، با قصه گویی های خوب شما می تواند در دخترتان، نهادینه شود.

و نتیجه ی مهم آخر از قصه گویی، ایجاد زمان و فرصتی مناسب برای کنار هم بودن شماست. عادت به خلوت مادر و دختر همراه با خاطراتی شیرین و به یاد ماندنی!  که در کودکی با قصه گویی همراه است و بعد ها که دختر نوجوانی شد، به راحتی مشکلات ناشی بلوغ یا مسائل عاطفی و احساسی اش را با شما مطرح خواهدکرد. زیرا یاد گرفته با مادرش خلوت کند و در این لحظات، همراهی شیرین او را حس کرده است.

 

نق زدن کافی است

به شوهرتان غر نزنید، به ویژه جلوی دخترتان! غر زدن نتیجه ی ذهنی مشغول و پریشان است، زیرا مسائل کوچک و جزئی را بی جهت بزرگ می کنید. آن وقت یک کاه، کوه می شود! درباره ی مسائل، درست فکر کنید. به گذشته نگاهی بیندازید و به ترس ها و نگرانی های بی موردی که داشته اید، بیندیشید. اگر مشکلی، راه حلی دارد، آن راه حل را بیابید و با تمام توان، به کار ببرید. اما اگر راهی ندارد، اجازه ندهید که ذهنی آشفته و  زبانی ناله کننده، اول روح شما را نابود کند و بعد احترام و ارزشتان را در مقابل دخترتان! قرآن کریم به کسانی که به مصیبت و گرفتاری دچار می شوند، صبر و توکل را پیشنهاد می کند [4]. و اینکه بدانیم خداوند مراقب ماست و روزی همگی از این دنیا کوچ می کنیم [5].

 

مادر و دختر

تصمیم‌گیری را به او بیاموزید

سرتاسر زندگی، تصمیم گرفتن است! اینکه چه موقع از خواب بیدار شویم. چه لباسی بپوشیم. چه چیزی بخوریم. کجا برویم. با چه کسی دوست شویم. چگونه حقمان را بگیریم. چگونه رابطه ای را تمام کنیم و ... . بسیاری از ما با حمایت بیش از اندازه از دخترمان، به او ظلم می کنیم و آسیب می رسانیم. مادران باید درباره ی اینکه چه مقدار پول یا چه حد آزادی به دخترشان بدهند با همسر خود مشورت کرده و تصمیم بگیرند. به طور کلی، هیچ راه کلی یا ساده ای وجود ندارد.

یکی از روش هایش این است که وقتی دخترتان به اندازه کافی بزرگ شد برای خرید یا انجام برخی امور منزل  او را به بیرون بفرستید. گاهی هم او را همراه خود بیرون ببرید تا نحوه ی خرید کردن و تصمیم گیریهای مختلف شما را به چشم ببیند. انتخاب لباس، وسایل منزل، خانه، یخچال و بسیاری از چیزهای کوچک و بزرگ دیگر بر عهده ی زنهاست. اگر به دخترتان کمک کنید تا از همان سنین کودکی تصمیماتی بگیرد، احتمالاً در بزرگسالی تصمیمات بهتر و عاقلانه تری خواهد گرفت. این تصمیمات، شاید در کودکی بسیار جزئی و ساده باشند (مثلاً از بین چند مورد لباس مناسب، خودش یکی را برای مهمانی فردا شب، انتخاب کند) ولی تمرینی برای تصمیم گیریهای مهم او در آینده خواهند شد.

 

شما به عنوان مادر یک دختر، باید برخی گامهای مهم را بدانید تا بتوانید در تربیت او موفقتر عمل کنید.

 




رضا مصطفوی خانقاه شنبه 26 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

تاثیر خواب بر سلامت انسان

طبقه بندی: علمی، پزشکی، دانستنی ها، 
اثیر خواب بر سلامت انسان

کم‌خوابی و بی‌خوابی اثرات منفی و مثبتی را برای سلامت انسان به ارمغان می‌آورد.

خبرگزاری فارس: تاثیر خواب بر سلامت انسان

به گزارش گروه خواندنی‌های خبرگزاری فارس، گزارشی از 2محقق دانشگاه «کلرادو» در مجله روانشناسی منتشر شد که اثرات و عملکردهای شناختی اندازه خوابیدن و کم‌خوابی بر انسان نوشته شده است که کم خوابی دارای اثرات منفی بر سلامت هر شخص است.

«کریستینا دراگانیچ» و «کریستی اردال» آزمایشی بر روی 164 دانش‌آموز انجام دادند تا کیفیت خواب و اثر آن را بر روی آنها اندازه‌گیری و آزمایش کنند.

آنها توضیح دادند 20 تا 25 درصد بزرگسالانی که کم خواب هستند در طول روز کمتر موفق بوده‌اند.

در طول شب سنسورهایی برای اندازه‌گیری فعالیت مغز به سر آنها متصل شد و متوجه مطالبی شدند.

این 2 محقق بعد از آزمایشات مختلف از این افراد که یک سری خوابی اندازه و گروه دیگر کم خوابی داشتند دعوت کردند و حافظه و توجه آنان را نسبت به مطالبی آزمایش کردند.

آنها متوجه شدند گروه اول به دلیل اندازه بودن خواب از حافظه خوبی برخوردارند و درکل منجر به نتایج بهتری شده است. 

تمام این نتایج نشان می‌دهد کنترل سلامت و رفتار افراد به خستگی، استرس و احساسات منفی می‌تواند عملکرد ما را کاهش دهد و به زیان رفاه ما باشد.

بنابراین خواب اندازه می‌تواند شرایط زندگی را بهتر سازد.




رضا مصطفوی خانقاه جمعه 25 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

علل ایجاد جوشهای سرسیاه چیست و چگونه درمان می شود؟

طبقه بندی: پزشکی، علمی، دانستنی ها، 

پرسش

لطفا بفرمایید علل ایجاد جوشهای سرسیاه چیست و چگونه درمان می شود؟

پاسخ

جوش‌ های سرسیاه، جوش‌های معمولی سربسته‌ای هستند كه به علت تنگی منافذ پوست به بیرون تخلیه نمی‌شوند. این جوش‌ها در صورت، بدن و حتی لاله گوش دیده می‌شوند.- جوش‌های سرسیاه به دلیل چربی پوست به وجود می‌آیند و معمولا در مردان شایع‌تر است و این نوع جوش‌ها در سنین بلوغ نیز به دلیل تغییرات هورمونی بوجود می‌آیند. روش‌های درمانی خوراكی، موضعی و فیزیكی را از راه‌های درمان جوش‌های سرسیاه میباشند. بهترین راه درمان این جوش‌ها تخلیه بوسیله پزشك است. بهترین راه پیشگیری از بروز جوش‌های سرسیاه را شست‌وشوی مداوم صورت، عدم مصرف غذای چرب، مانده و تنقلات دانست.

به منظور تخلیه فیزیکی ابتدا صورت را با آب گرم و صابون بشویید و 5دقیقه با آبگرم صورت را کمپرس نمایید تا کومدونها نرم شوندو سپس با وسیله ای بنام تیر کومدون یا سر لوله خود کار با فشار منظم ویکنواخت با دست محتویات را خالی نمایید و در صورتیکه محتویات سفت باشد توسط پزشک با سر سوزن یا پیستوری شماره 11نوک کومدونها را برداشت وبا روش فوق انرا تخلیه کرد.

عوامل ایجاد جوش:یبوست، كم خونی، تغذیه نادرست و استرس
از مصرف كردن موادقندی و چرب خودداری كنند و در رژیم غذایی روزانه از آب، سبزی و میوه های تازه به جای شیرینی، شكلات و غذاهای سرخ شده و پرادویه استفاده كنند.
ویتامین های C, E, B, A در درمان كردن جوش تأثیرخوبی دارد این ویتامین ها را در سبزی ها، میوه ها، سبوس غلات و جگر وجوددارد.
جوش صورت را با نوك ناخن تان تحریك نكرده و آن را جدا نكنید. قشری كه روی جوش را پوشانده محافظ پوست است و نمی گذارد آلودگی ها وارد پوست شود. این قشر اگر از بین برود جوش عفونی می شود و حتی پس از بهبود جوش جای آن در صورت می ماند.
با صابون های ضدعفونی كننده پوست تان را تمیز كنید و روی جوشها را پاك كنید تا ازگسترش آن جلوگیری شود.
برای اینكه پوستان جوش نزد باید چربی ها را از سطح پوست پاك كنید. هر روز صبح و آخر شب پوست صورتتان را شسته و پاك كنید بهتر است برای اینكه همه پوستتان را تمیز كنید و هم دانه های سرسیاه را از بین ببرید، از صابونهای ضدعفونی كننده استفاده كنید.
اگر می خواهید پوست صورتتان صاف و درخشان باشد باید به كمك پوست سر و موهایتان بروید زیرا ارتباط مستقیم و تنگاتنگی میان این دو وجود دارد. اگر موهایتان شوره می زند و یا بیش از اندازه چرب است از سركه سیب یا آب لیموترش استفاده كنید.
هر وقت می خواهیدبه پاك سازی پوست و سرتان بپردازید به یاد داشته باشید كه باید اول از همه دستتان عاری از هرگونه میكروب و آلودگی باشد.
وجود نقاط عفونی در بدن موجب بروز جوش می شود به این علت به سلامت دندانها توجه كنید.
داشتن آرامش عصبی باعث می شود كه پوست تان صاف باشد. تا می توانید ورزش كنید.
از خوردن آجیل، سس، ادویه، غذاهای سرخ شده، شكلات، كاكائو، بستنی، شیرینی،نوشابه های گازدار، پنیرهای چرب، قهوه و چای داغ پرهیز كنید زیرا این مواد باعث افزایش جوش در صورت خواهدشد.
موفق باشید




رضا مصطفوی خانقاه پنجشنبه 24 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

چرا دست سارقین قطع نمی شود؟

طبقه بندی: دانستنی ها، 

طبق ماده197 قانون مجازات اسلامی، سرقت عبارت است از ربودن مال دیگری به طور پنهانی.

سرقت یا دزدی آن است که شخص بالغ و عاقلی مال متعلق به دیگری را که در جایی محفوظ نگهداری می شود به طور مخفی و بدون اطلاع صاحبش ببرد.


رکن اول در تعریف سرقت: مال است.

سارق

همانطور که در تعریف سرقت آمده،موضوع سرقت باید مال باشد. مال به چیزی میگویند که دارای ارزش اقتصادی باشد و منفعت عقلایی داشته باشد .نکته ی دیگر اینکه موضوع سرقت باید عین مال باشد نه منافع و حقوق موجود در آن .همینطو حق حبس یا مننعت یا طلب قابل دزدی شدن نمی باشد.چیزاهایی مثل هوا،حشرات ،غذای فاسد که بلا مصرف میباشند به دلیل اینکه قابل مبادله نمی باشند مال محسوب نمیشوند و دزدیدن آنها سرقت محسوب نخواهد شد.همیچنین آلات لهو یا مشروبات الکی ذاتا فاقد ارزش مالی می باشند لذا مال محسوب نمیشوند و ربایش آنها سرقت نخواهد بود.انسان هم نمی تواند موضوع سرقت قرار گیرد زیرا مال محسوب  نمیشود. نکته ای که حائز اهمیت است این است  که نباید موضوع سرقت را به مال محدود کرد چرا که گاهی تعریف مال برخی از اشیایی که سرقت در آن محقق است را در بر نمیگیرد .

رکن دوم در تعریف سرقت:تعلق به غیر  است.

برای تحقق جرم سرقت باید مال ربوده شده متعلق به دیگری باشد لذا دزدیدن مال بلاصاحب که در مالکیت کسی قرار ندارد سرقت محسوب نمیشود.

منظور از تعلق مال به دیگری  تعلق عین است .بنابراین در صورتی که عین مال متعلق به رباینده باشد، سرقت محقق نخواهد شد، حتی اگر یک شخص دیگر حق یا منفعتی بر آن مال برخوردار باشد. بدین ترتیب ربودن عین مرهونه یا مال مورد اجاره توسط راهن یا موجر سرقت محسوب نمی‌شود. در مورد اجاره، منفعت آتی مال مورد اجاره هنوز موجود نمی‌باشد تا بتوان مورد سرقت قرار گیرد.    

رکی سوم در تعریف سرقت:پنهانی بودن است.

منظور از ربودن پنهانی این است که به طور مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام گیرد نه در منظر عموم، لیکن مشاهده اتفاقی صاحب مال یا سایرین، چنین ربایش را از حالت مخفیانه یا پنهانی بودن خارج نخواهدساخت.

منظور از تلاش سارق برای پنهان کاری سعی در جهت پنهان ماندن «عمل ربایش» است و نه پنهان ماندن «هویت سارق» بنابراین عمل سارق نقابداری که در روز روشن در مقابل چشم همه به بانکی حمله می‌کند یک عمل مخفیانه و پنهانی

دستهای مرد و زن دزد را قطع کنید که مجازات مذکور کیفر اعمال آنان است . مجازاتی که از جانب خداوند متعال تعیین شده و خداوند توانای بی همتا است و همه شئون را از حکمت انجام می دهد

نیست هر چند که با گذشتن نقاب سعی در پنهان داشتن هویت خود کرده است.

دستورات قرآن کریم در خصوص سرقت و مجازات سارق چیست؟

در آیه شریفه 38 از سوره مائده مجازات سرقت را چنین آورده است: الساق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزا بما کسبو نکالا من ا... والله عزیز حکیم

دستهای مرد و زن دزد را قطع کنید که مجازات مذکور کیفر اعمال آنان است . مجازاتی که از جانب خداوند متعال تعیین شده و خداوند توانای بی همتا است و همه شئون را از حکمت انجام می دهد.

از نظر شرع اسلام مجازات سارق چیست؟

مجازات سرقت موجب حد در بار اول قطع چهار انگشت دست راست خواهد بود. آیه 28 سوره مائده در مرتبه دوم پای چپ سارق قطع خواهد شد ( پایین بر آمدگی به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح باقی بماند).

و در مرتبه سوم سارق محکوم به حبس ابد می شود و در مرتبه چهارم اگر در زندان دزدی کند حدش اعدام است ( ماده 201 از قانون دود)

حقوق

اما سوالی که ممکن است برای بسیاری از مردم پیش بیاید این است که چرا دست سارقین قطع نمی شود؟مگر احکام اسلام در قوانین کیفری ما نیامده است؟

براساس قوانین شرعی  و مقررات کیفری (ماده 198ق.م ا)برای اجرای حد سرقت شرایطی باید وجود داشته باشد که در صورتیکه هر یک از این شرایط نباشد حد سرقت محقق نمیشود این شرایط عبارتند از:

1-سارق باید بالغ بوده و به حد بلوغ شرعی رسیده باشد.

 2-سارق به سرقت وادار نشده باشد و بداند كه مال دیگری را به سرقت می برد 

 3-سارق بداند كه این عمل حرام است

 4-سارق در حال اضطرار سرقت نكرده باشد 

5-سرقت در سال قحطی صورت نگرفته باشد 

6-سارق مال را به قصد دزدی برداشته باشد 

7-مال مسروقه در حرز متناسب قرار گرفته باشد 

 8-مال مسروقه از اموال دولتی و وقف نباشد 

9-به اندازه نصاب یعنی 4/5 نخود طلای مسكوك كه به صورت پول معامله می شود یا ارزش آن به آن مقدار باشد، در هر بار سرقت

10-سارق پدر صاحب مال نباشدو... 

بنابراین اگر سارق کودک یا دیوانه باشد دستش بریده نمیشود بلکه تادیب می شود. و نیز کسی که از غیر حرز(مانند بیابان،مسجد و سر راه)یا از حرزی که دیگری او را شکسته سرقت کرده است دستش بریده نمی شود. و در صورتیکه دو نفر با همکاری هم حرز را بشکنند و یکی از آنها مال را بیرون آورد ،تنها دست کسی که مال را بیرون آورده بریده می شود.

و نیز اگر سارق گمان می کرده خودش مالک این مال است ،دستش بریده نمی شود و اگر مالی که سرقت شده کمتر از یک چهارم دینار طلای خالص مسکوک باشد دست سارق بریده نمیشود.

لذا با این شرایط بسیا نادر و بعید است که بتوان همه ی این موارد  را در کنار یکدیگر دید و حد سرقت را بر سارق اجرا کرد.

مجازات سرقت موجب حد در بار اول قطع چهار انگشت دست راست خواهد بود. آیه 28 سوره مائده در مرتبه دوم پای چپ سارق قطع خواهد شد ( پایین بر آمدگی به نحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح باقی بماند)

عنصر معنوی سرقت

الف) سوء نیت عام: جرم سرقت یک جرم قصدی است، یعنی تحقق آن نیاز به سوء نیت عام دارد که همان قصد ربودن است.

ب) سوء نیت خاص: قصد بردن مال یا خارج کردن آن از تصرف مالباخته و تملک آن.

ج) علم به تعلق مال به غیر: همان طور که تعلق حال به غیر عنصر مشترک رکن مادی کلیه جرائم علیه اموال است، علم به تعلق مال به غیر در حین انجام عمل نیز عنصر مشترک رکن معنوی کلیه جرائم علیه اموال است.

د) علم به حرمت عمل: بند 6 ماده 198 ق.م.ا «سارق بداند و ملتفت باشد که ربودن آن مال حرام است.»




رضا مصطفوی خانقاه پنجشنبه 24 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

علائم شیزوفرنی کدامند؟

طبقه بندی: علمی، پزشکی، دانستنی ها، 

شیزوفرنی یا همان اسکیزوفرنی (Schizophrenia) اختلال عصبی و ذهنی است که تشخیص بین چیزهای واقعی و چیزهایی غیر واقعی را با مشکل مواج می کند. اختلال در تفکر صحیح، مدیریت احساسات، برقراری ارتباط با سایر افراد و نیز عملکرد صحیح از دیگر مشکلات همراه با این بیماری است. اما این به معنای ناامیدی نیست. شیزوفرنی می تواند با موفقیت کنترل شود.


اسکیزوفرنی

شیزوفرنی اختلالی مغزی است که بر روش تفکر، فعالیت ها و نیز دیدن دنیا تاثیر می گذارد. همانطور که گفتیم بیماران مبتلا به شیزوفرنی در تشخیص امور واقعی و غیر واقعی دچار مشکل هستند و در بیشتر موارد به سمت امور غیر واقعی کشیده شده و از زندگی واقعی دور می شوند.

 

آنها ممکن است چیزهایی را ببینند یا بشنوند که وجود ندارند. به صورت عجیب و گیج کننده ای صحبت کنند، بر این باور باشند که دیگران قصد آزار و اذیت آنها را دارند و یا بر این باور باشند که همواره در مرکز توجه دیگران قرار دارند.

 

با وجود این خط تیره بین واقعیت و تخیل، شیزوفرنی زندگی روزمره و مذاکرات و همزیستی با این دنیا را سخت و خیلی وقت ها به صورت جنگ وگریز در می آورد. در مقابل بیماران مبتلا به شیزوفرنی در پاسخ به این زندگی آزاردهنده به فردی دست پاچه، خجالتی و همواره در ترس از این زندگی تبدیل می شوند. البته در برخی موارد، مخصوصا در موارد شدید بیماری، بیمار به فردی هنجار گریز تبدیل خواهد شد.

 

در بیشتر مبتلایان، شروع بیماری در اواخر دوره نوجوانی و یا اوایل بزرگسالی بوده است. اگرچه شروع این بیماری در سنین میانسالی و یا کهنسالی نیز ممکن است. در موارد نادر شیزوفرنی حتی کودکان و بچه های دبستانی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

 

به طور کلی، هرچه شروع این بیماری در سنین کمتر و زودتر باشد، علائم آن نیز شدیدتر خواهد بود. به نظر می رسد شدت این بیماری در مردان بیشتر از زنان است.

 

همانطور که گفتیم بیماری شیزوفرنی اگرچه یک بیماری مزمن است، اما کمک هایی برای درمان و یا حداقل کاهش عوارض آن وجود دارد. با حمایت روحی، درمان های بالینی و دارو درمانی، بیمار مبتلا قادر خواهد بود تا زندگی آرام و مستقلی داشته و از این زندگی لذت برد.

 

اما مرحله ی اول، شناخت علائم و نشانه های این بیماری است. مرحله ی دوم، جستجوی بدون تاخیر برای پیداکردن راه حل کمکی و مرحله سوم، پیگیری درمان است. با انتخاب یک روش درمانی خوب و حمایت از بیمار، بیمار مبتلا به شیزوفرنی زندگی شاد و آرامش بخشی خواهد داشت.

مبتلایان به شیزوفرنی، در تمرکز بر افکار و ماندن بر فکر قبلی دچار مشکل اند. از این رو آنها ممکن است به یک سوال با تاخیر و نیز به طور کاملا بی ربط پاسخ دهند، مثلا صحبتشان را با یک موضوع شروع کنند، ولی با موضوعی کاملا متفاوت به پایان رسانند

تصورت غلط درباره شیزوفرنی

1- شیزوفرنی همان اختلال چند شخصیتی است.

حقیقت: اختلال چند شخصیتی اختلالی متفاوت و با شیوع بسیار کمتری از شیزوفرنی است. بیماران مبتلا به شیزوفرنی  چند شخصیتی نیستند، بلکه آنها کاملا از دنیای واقعی به دور هستند.

 

2- شیزوفرنی شرایطی نادر است.

حقیقت: شیزوفرنی نادر نیست. خطر ابتلا به شیزوفرنی در طول زندگی را یک مورد در هر صد نفر محاسبه کرده اند. قطعا این عدد نشان دهنده یک بیماری نادر نیست.

 

3- بیماران مبتلا به شیزوفرنی افرادی خطرناک هستند.

حقیقت: اگرچه توهم ها و تخیل های این افراد گاهی اوقات منجر به رفتارهای خشن و خطرناک می شود، ولی بیشتر مبتلایان به شیزوفرنی هیچ خطری را برای سایر افراد ایجاد نمی کنند.

 

4- به این افراد نمی شود هیچ کمکی کرد.

حقیقت: اگر راهکارهای درمانی مناسب برای طولانی مدت به کار گرفته شوند، کمک به این بیماران دور از دسترس نیست.

 

علائم شیزوفرنی

در مرحله اولیه ابتلا به بیماری بیشتر افراد مبتلا به این اختلال معمولا عجیب، برانگیخته، بی احساس و گوشه نشین به نظر می آیند. آنها خودشان را از مردم دور می کنند، حرف های عجیب و غریب می زنند و بیشتر اوقات چیزی را با خود زمزمه می کنند و زندگی جدید برای خود رقم می زنند که با سایر افراد متفاوت است. آنها ممکن است سرگرمی ها و فعالیت هایی را که تا به حال داشته اند کنار بگذارند و عملکردشان در محل کار یا تحصیل کاهش چشمگیری پیدا کند.

 

اما شایع ترین علائم اولیه شیزوفرنی

- دوری از اجتماع

- خصومت و یا مشکوک شدن به افراد و نزدیکان

- بد شدن وضعیت بهداشت شخصی

- زل زدن در هنگام نگاه کردن و نیز عجیب نگاه کردن به اطراف و اشخاص

- عدم توانایی در گریه کردن، شادی کردن و به طور کلی در اظهار احساسات

- گریه و خنده نامعقول و عجیب

- افسردگی

- بی خوابی و یا خوابیدن بیش از حد و زیاد

- صحبت های عجیب و غیر منطقی

- فراموشی و اختلال در تمرکز

- واکنش افراطی به انتقاد

- استفاده عجیب از کلمات یا راه و روش صحبت کردن

 

علائم شیزوفرنی در مرحله دوم ابتلا

این پنج علامت شاخصه های اصلی شیزوفرنی اند: هذیان، توهم، صحبت کردن عجیب و غیرقابل فهم برای عموم، رفتارهای آشفته و همچنین رفتارهایی که به آنها علائم منفی شیزوفرنی می گویند.

 

با این حال علائم ابتلا به شیزوفرنی می تواند از فردی به فرد دیگر هم از نظر شدت و هم از نظر نوع رفتار کاملا متفاوت باشد و اینطور نیست که بگوییم تمام افراد مبتلا به شیزوفرنی تمام علائم را خواهند داشت. این را هم بدانیم که این علائم همچنین می توانند در طی زمان تغییر کنند.

 

در اینجا به دو مورد از شایع ترین علائم شیزوفرنی می پردازیم.

1- توهم و هذیان

توهم در واقع یک ایده و احساس درباره مسائل و اموری است که حقیقت ندارد. توهم عارضه و علامت شایع شیزوفرنی است که در بیش از 90 درصد مبتلایان دیده می شود. شایع ترین انواع توهم این بیماری موارد زیر هستند:

 

- توهمات آزار و اذیت

باور اینکه سایر افراد می خواهند فرد را اذیت کنند. این بیماران اغلب این توهم را این گونه بیان می کنند که "آنها می خواهند من را بگیرند" . خیلی وقت ها نیز ایده های دیگری برای آزار می بینند، مثلا می گویند: "مریخی ها می خواهند من را بگیرند و با اشعه رادیواکتیو سمی کنند".

 

- توهمات مرجع

این گونه توهمات باعث می شود این بیماران هر گونه اتفاق و علامت از محیط طبیعی را مربوط به خود بدانند؛ مثلا وقتی که درختان نگاه می کنند که باد برگ های آنها را تکان می دهد، وقتی به رادیو گوش می کنند و یا تلویزیون نگاه می کنند، خود را تنها مخاطب حرف ها و تغییرات محیط می دانند.

 

- توهم بزرگ بودن و شهرت

در این شرایط افراد فکر می کنند که در جایگاه اشخاص بزرگ یا معروف تاریخ هستند؛ مثلا خود را رهبران انقلابی تاریخ، بازیگران و هنرمندان معروف و ... می دانند. خیلی وقت ها برای خود قدرت ماورالطبیعی در نظر می گیرند. احساس می کنند پرواز می کنند.

 

- توهم کنترل

خیلی وقت ها احساس می کنند که رفتار و افکارشان تحت سلطه دیگران است؛ مثلا می گویند خورشید رفتار من را کنترل می کند، و یا آن شخص سعی دارد افکار من را بخواند.

 

2- صحبت های نامعقول

تکه تکه فکر کردن یکی از ویژگی های شیزوفرنی است. این ویژگی بیشتر در نحوه سخن گفتن این افراد تظاهر می کند.

مبتلایان به شیزوفرنی، در تمرکز بر افکار و ماندن بر فکر قبلی دچار مشکل اند. از این رو آنها ممکن است به یک سوال با تاخیر و نیز به طور کاملا بی ربط پاسخ دهند، مثلا صحبتشان را با یک موضوع شروع کنند، ولی با موضوعی کاملا متفاوت به پایان رسانند. متناقض با گفته های قبلی شان حرف بزنند و یا صحبت هایی کاملا غیر منطقی داشته باشند.

 

اگرچه بیشتر این علائم، علائمی هستند که به اختلالات بالینی زیادی و نه تنها شیزوفرنی ربط داده می شوند، اما بیشترین ارتباط را با شیزوفرنی دارند.

 

پس اگر یک تغییر رفتار جدید منجر به مشکلاتی در روابط شما با اعضای خانواده، دوستان و نزدیکان شد، هرچه سریع تر برای پیشگیری از اختلالات جدی تر به پزشک مراجعه کنید.

 

اگر علت این تغییر رفتار شیزوفرنی و یا مشکل بالینی دیگری باشد، درمان هرچه سریع تر احتمال موفقیت را بیشتر خواهد کرد.

 

در مطالب بعدی به تفضیل در خصوص علل و انواع این بیماری بحث خواهیم کرد.




رضا مصطفوی خانقاه پنجشنبه 24 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

یک تلاش عاشقانه با همسر افسرده

طبقه بندی: غیره، آموزشی، دانستنی ها، 

زندگی با همسر افسرده زیر یک سقف


تصمیم دارم به احترام همه روزهای شاد و عاشقانه ای که با پروانه داشتم، اونو به زندگی واقعیش برگردونم.....

همسر افسرده

ما زندگی خیلی شادی داشتیم. تقریبا در همه زمینه ها باهم تفاهم داشتیم. هر دو مان اون قدر با گذشت بودیم که اگر مشکلی هم پیش می اومد کار به جنجال و قهر های طولانی نمی رسید.

مثل خیلی از زندگی های دیگه در کنار روزهای شاد، روزهای غمگینی هم داشتیم که با کمک هم اونا رو حل و فصل می کردیم.

البته یادم رفت بگم که همسرم زن خیلی حساس و عاطفی هست. وابستگی زیادی به من و بچه ها و حتی سایر اعضای خانواده خودش داره. همیشه این اخلاقشو، نگرانیهاشو، دلسوزیهاش و .. را یک امتیاز خاص و خارق العاده می دونستم تا اینکه....

دو هفته ای بیشتر از تولد فرزند دوم مان نگذشته بود که پدر همسرم طی یک سکته قلبی به طور ناگهانی فوت کرد.

همسرم به طور طبیعی بعد از زایمان فرزندمان دچار حالات افسردگی شده بود ولی این اتفاق مشکل مارو خیلی بغرنج تر کرد.

همسرم اصلا به بچه نمیرسید. دایما یک جا مات می شد و هر کاری که من و اطرافیان  حتی مادرش می کردیم نمی تونستیم اونو به زندگی طبیعی برگردونیم.

الان دو سال ازاون روزها می گذره. همسرم بهتر شده چون مدتی تحت دارو درمانی بود ولی هنوز اون پروانه سابق نشده.

حرف می زنه، به زندگی میرسه(البته نه مثل قبل) ولی شاد نیست. چند ساعتم کنارت بشینه حرفی نمی زنه مگر اینه خودت به حرف بکشیش. این شرایط خیلی برام سخت شده و تمام تلاشمو برای بهبود حالش می کنم. از سفرهای سیاحتی و زیارتی گرفته تا ایجاد یک جو شاد در خونه و رفتن پیش متخصصان مختلف. می دونم سرعت بهبودش خیلی کنده ولی این تلاشها بی تاثیر هم نیست.

تصمیم دارم به احترام همه روزهای شاد و عاشقانه ای که با پروانه داشتم، اونو به زندگی واقعیش برگردونم.....

چنانچه همسرتان تحت درمان باشد و دارو مصرف کند و یا مجبور باشد که الگوی خوابش را تنظیم کند ممکن است زندگی زناشویی شما هم تحت تاثیر قرار بگیرد

افسردگی، تنها به  کسی که گرفتار آن شده است تاثیرگذار نیست بلکه مانند هر بیماری دیگر بر روی تمام افرادی که در زندگی این شخص هستند از جمله همسر و فرزندان و ... هم تاثیر می گذارد.

به گفته متخصصان بیماری های روانی از جمله افسردگی می توانند تاثیر بسزایی بر روابط افراد داشته باشد. اینکه این تاثیر به چه میزان است بسته به افراد مختلف متفاوت است. هر پیوندی یک رابطه منحصربه فرد و یکتاست و علائم افسردگی برای هر کسی می تواند منحصربه فرد و خاص خود او باشد و در نتیجه بر زندگی زناشویی وی هم تاثیری خاص و متفاوت از سایر زندگی ها داشته باشد . اگر با همسری زندگی می کنید که از افسردگی رنج می برد این شخص تفکرات منفی بسیار زیادی را تجربه می کند. ممکن است حس کند که آدم های بدی است و سزاوار عشق و توجه شما نیست. همچنین ممکن است علاقه اش نسبت به تمام مواردی که قبلا از انجامش لذت می برده از دست بدهند. حتی بسیار مشاهده می شود که این دست افراد از مشاجرات و چالشهای زناشویی هم دوری می کنند یعنی مشکلات و مسایل زندگی مشترک، دیگر دارای اهمیت قبل برای وی نبوده و همین سهل انگاری و بی توجهی، همسر را بیش از حد آزار می دهد.

چنانچه همسرتان تحت درمان باشد و دارو مصرف کند و یا مجبور باشد که الگوی خوابش را تنظیم کند ممکن است زندگی زناشویی شما هم تحت تاثیر قرار بگیرد. داروها می تواند باعث شود که شخص احساس بی حالی کند و چنانچه لازم باشد که او در ساعت خاصی به رختخواب برود شانس رابطه زناشویی شما با همسرتان کاهش می یابد. تمام این مشکلات به طور اجتناب ناپذیری روی رابطه شما قید و شرط و محدودیت قرار می دهند اما همیشه راههایی برای کنار آمدن با این دست مشکلات وجود دارد.

همسر افسرده

برای حمایت کردن از همسری که گرفتار افسردگی است پیشنهادهایی به شرح زیر ارائه می گردد:

1-قضاوت نکنید. برچسب های اجتماعی و درک نادرست از افسردگی، باعث شده که افراد شدت این بیماری را به درستی درک نکنند. مهم است که به خاطر داشته باشید افراد افسرده آدم های ناتوان و ضعیفی نیستند و شما نمی توانید به دلیل این بیماری آنها را ناتوان از انجام هر کاری دانسته و حق یک زندگی طبیعی را از وی بگیرید.

 

2- گفتگو کنید. حرف زدن درباره احساسات کار ساده ای نیست به ویژه زمانی که شما قصد دارید درباره بیماری یک فرد حرف بزنید. اما بهر حال شما نباید از تشویق کردن همسرتان به صحبت کردن درباره علائم و نشانه هایش و آنچه که آزارش می دهد، بترسید.

 

3- محدودیت هایی وضع کنید. وقتی با کسی که دچار افسردگی است زیر یک سقف زندگی می کنید این که مواظب باشید تبدیل به یک مراقب و نگهدار تمام وقت نشوید بسیار مهم است. لازم است که برخی حد و حدودها و شرایط را لحاظ کنید و این را روشن کنید که شما همسر این فرد هستید نه درمانگر او. همسرتان را تشویق کنید که به دنبال دریافت کمک از متخصصین این فن باشد.

 

4- به همسرتان امید به زندگی بدهید. درست زمانی که همسرتان ممکن است حس کند افسردگی او هیچ وقت تمام نمی شود لازم است که او را تشویق کنید که با گذشت زمان و انجام درمان لازم بهتر خواهد شد به او آرزوی یک آینده مثبت را بدهید و اجازه دهید متوجه شود که شما در پستی و بلندی های زندگی او را یاری خواهید کرد.

هشدار: در برخی موارد نادر، ممکن است کسی که گرفتار افسردگی است تفکرات خودکشی را هم تجربه کند. این یک تصور غلط است که:

"اگر کسی درباره خودکشی حرف می زند، هرگز آن را انجام نخواهد داد"

در اینگونه موارد لازم است که نگران شوید و دنبال کسب کمک از افراد متخصص باشید. اگر نگران هستید و فکر می کنید که شریک زندگی تان در خطر صدمه زدن به خودش است لازم است که این موضوع را به سرعت با افراد متخصص در میان بگذارید.




رضا مصطفوی خانقاه پنجشنبه 24 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب

کمک به نحوه ی درس خواندن شما

طبقه بندی: دانستنی ها، 

پرسش

موقع درس خوندن تمرکز حواس ندارم یعنی نمی توانم تمرکز کنم لطفا به من راهکار و روش یاد بدید تا بر آنها مسلط و رهایی یابم.

پاسخ

برای تمرکز حواس در یادگیری باید راهبردهای تمركز حواس را تمرین كنید و یاد بگیرید این كار مستلزم موارد زیر است:
1ـ یادگیری خود نظم‌بخشی ذهنی
2ـ مرتب كردن عوامل به نحوی كه بی‌درنگ بتوانید آن را كنترل كنید.

یادگیری خود نظم بخشی ذهنی برای بهبود تمركز حواس:
بهبود تمركز، آموختن یك مهارت محسوب می‌شود.یادگیری هر مهارتی نیاز به تمرین دارد خواه این مهارت بازی بسكتبال، رانندگی، تایپ، نوشتن باشد و خواه تمركز حواس. این راهبردها را با دارو اشتباه نگیرید. وقتی شما دارویی مصرف می‌كنید، آن بدون كمك شما روی بدنتان عمل می‌كند. راهبردهای تمركز حواس مستلزم تمرین است. با شروع تمرین در همان روزهای نخست احتمالا متوجه تغییراتی می‌شوید. با تربیت ذهنتان از طریق تمرین برخی مهارتها به مدت چهار تا شش هفته، بهبود قابل توجهی را در خود شاهد خواهید بود. این دوره زمانی از سال‌های طولانی كه بدون تمركز سپری كرده‌اید ، بطور قابل ملاحظه‌ای كوتاه‌تر است.

• تمرین تمركز حواس را با تمرین‌های زیر آغاز كنید
• حالا اینجا باش.
• روش عنكبوتی
• وقت تفكر درباره مسائل نگران كننده

بعدها، شما می‌توانید هر راهبرد ذهنی دیگری را كه به نظرتان نوید بخش می‌آید، امتحان كنید. صادقانه آنها را محك بزنید و دست كم به مدت سه روز آنها را بكار برید. اگر شما متوجه تغییرات، هرچند اندك، شدید، بدین معناست كه آن راهبرد ارزشمندی است و با تمرین بیشتر تمركزتان را بهبود خواهد داد. همچنین، هم اكنون عواملی دراطراف شماست كه تغییر آن چه بسا سودمند باشد.
"حالااینجا"
احتمالا این فن ساده فریبنده، بسیار مؤثر است. وقتی متوجه می‌شوید كه فكرتان از موضوع منحرف شده است، به خودتان بگویید:
" حالا اینجا باش"
و به آرامی توجه‌تان را به جایی كه می‌خواهید برگردانید. برای مثال:
شما در كلاس هستید وتوجه‌تان از سخنان استاد به تكالیفی كه دارید، به قرار ملاقاتتان و به احساس گرسنگی‌تان معطوف می‌شود در این هنگام به خودتان بگویید:
"حالا اینجا باش"
و دوباره حواستان را متمركز كنید و تمركزتان را به سخنان استاد برگردانید و تا جایی كه ممكن است این حالت را حفظ كنید. اگر دوباره ذهنتان پریشان شد تكرار كنید:
"حالا اینجا باش"
و خیلی آرام ذهنتان را دوباره متوجه موضوع گردانید.ممكن است متوجه شوید كه فكرتان اغلب پریشانت می‌شود (چند دقیقه به چند رقیقه ) در این حالت هر بار بگویید:
"حالا اینجا باش"
و دوباره حواستان را متمركز كنید. وقتی متوجه می‌شوید كه افكارتان تمركز ندارد، به آرامی آن فكر را به حال خود بگذارید و با خودتان مرتب این جمله را بگویید.
"حالا اینجا باش"
به حال برگردیداگر شما فردی طبیعی هستید، چه بسا این كار را صد بار در هفته انجام دهید، شما درخواهید یافت، هر روز كه پیش می‌روید فاصله زمانی بین منحرف شدن افكارتان كمی بیشتر می‌شود . بنابراین صبور باشید و آن را حفظ كنید. می‌بینید كه پیشرفت خواهید كرد.
"روش عنكبوتی "
این روش شالوده تمركز حواس به شمار می‌آید، زیرا به شما كمك می‌كند كه تمركز حواستان را حفظ كنید و از حواس‌پرتی دورتان سازد.دیاپازون مرتعش را كنار تار عنكبوتی بگیرید عنكبوت به آن واكنش نشان می‌دهد و برمی‌گردد تا ببیند چه چیزی تارش را می‌لرزاند . این كار را چندین بار انجام دهید. در این حالت عنكبوت می‌فهمد كه هیچ نوع حشره‌ای درآن جا نیست و دست از جستجو بر‌می‌دارد . شما می‌توانید از این آزمایش درس بگیرید. خودتان را آموزش دهید كه تسلیم حواس پرتی‌ها نشوید. وقتی كسی وارد اتاق می‌شود، زمانی كه شخصی در را محكم و با سرو صدا می‌بندد، رویتان را به سمت آنها برنگردانید. بلكه ذ هنتان را به آن چیزی كه مقابل شماست متمركز سازید.

استفاده از روش "حالا اینجا باش"‌به شما كمك میكند به هنگام حواس پرتی‌های‌گذرا، دوباره تمركزتان را به‌دست آورید این كار را درموقعیت‌ها ی متعدد مانند موارد زیر تمرین كنید.دركلاس‌های درس بگذارید افراد بیایند وبروند، سرفه كنند؛ بدون اینكه كوتاه‌ترین نگاهی به آنها بكنید، گویی آنها آنجا نیستند و در ضمن بین خودتان و استاد تونلی برقرار كنید.وقتی با كسی در حال گفتگو هستید توجهتان را به او معطوف دارید. به صورتش بنگرید و به گفته‌هایش توجه كنید، بقیه دنیا را از ذهنتان بیرون كنید.
"اوقات نگرانی با تفكر"
هر روز وقت خاصی را به تفكر درباره موضوعاتی اختصاص دهید كه به ذهن شما وارد می‌شوند و درتمركز حواستان مداخله می‌كنند (یك وقت تفكر) برای نگرانی خود اختصاص دهید. برای مثال بین ساعت 4:30 تا 5 عصر را وقتی ذهن شما درطی روز به سوی نگرانی‌ها رفت، به خودتان یاد آور شوید كه شما وقت ویژه‌ای برای پرداختن به نگرانی‌ها دارید. سپس بگذارید فكرتان به زمان حال برگردد و تمركزتان را به فعالیت جاری معطوف دارید.




رضا مصطفوی خانقاه سه شنبه 22 بهمن 1392 نظرات شما() ادامه مطلب
تعداد کل صفحات : 3 | 1 2 3
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو